الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال | آموزش کاربردی برای سود در معاملات

تیم بیدارز
الگوی هارمونیک، یکی از ابزارهای مهم تحلیل تکنیکال

در دنیای پویای بازارهای مالی، تحلیل تکنیکال به عنوان یک ابزار اساسی برای پیش‌بینی تغییرات قیمت و شناسایی الگوهای بازار به کار می‌رود. یکی از ابزارهای مهم تحلیل تکنیکال، الگوهای هارمونیک هستند که به شناسایی الگوهای قیمتی خاص و تکراری کمک می‌کنند. در این مقاله از مجله بیدارز، به بررسی اصول و جزئیات الگوهای هارمونیک می‌پردازیم.

تعریفی از الگوهای هارمونیک

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال، الگوهای قیمتی خاصی هستند که بر اساس نسبت‌های فیبوناچی و هندسه هارمونیک، در نمودار قیمتی شناسایی می‌شوند. این الگوها نشان‌دهنده تکرارپذیری و تقارنی بودن روند قیمتی در بازار می‌باشند و معمولاً به عنوان سیگنال‌هایی برای ورود یا خروج از معاملات استفاده می‌شوند.

برخی از الگوهای هارمونیک معروف

1. الگوی گارتلی (Gartely) : این الگو با استفاده از نسبت‌های فیبوناچی تشکیل می‌شود و اغلب به صورت الگوی صعودی (Bullish) و الگوی نزولی (Bearish) شناخته می‌شود.

2. الگوی پروانه (Butterfly) : این الگو نیز بر اساس نسبت‌های فیبوناچی شکل می‌گیرد و دارای الگوی صعودی و نزولی است.

3. الگوی خرچنگ (Crab): یکی از الگوهای هارمونیک است که از سه موج تشکیل شده است. موج اول و سوم روندی مشابه دارند و موج دوم روندی مخالف روند کلی دارد. این الگو معمولاً به عنوان یک الگوی بازگشتی استفاده می شود.

4. الگوی خفاش (Bat) : این الگو یک الگوی صعودی است که با استفاده از نسبت‌های فیبوناچی و نمودار سه شیروانی شناخته می‌شود.

هر الگوی هارمونیک شامل نقاط و سطوح ویژه‌ای است که با استفاده از آن‌ها می‌توان الگو را شناسایی کرد. تجاران و سرمایه‌گذاران از الگوهای هارمونیک برای تصمیم‌گیری درباره ورود و خروج از معاملات استفاده می‌کنند، هرچند که در عمل، موفقیت این الگوها بستگی به تجربه و دقت شخصی و تحلیل کامل نمودارهای قیمتی دارد.

گریزی به مفهوم تحلیل تکنیکال

تحلیل تکنیکال یک روش است که در بازارهای مالی استفاده می‌شود تا با استفاده از داده‌های قیمتی و حجم معاملات، الگوها، نمودارها و ابزارهای تحلیلی دیگر، روند و رفتار قیمت‌ها را پیش‌بینی کند. هدف اصلی تحلیل تکنیکال، تحلیل و پیش‌بینی جهت و تغییرات قیمت است.

تحلیل تکنیکال بر اصول زیر تکیه می‌کند:

1. الگوهای نموداری: تحلیل تکنیکال بر اساس شناسایی الگوهای نموداری مثل خطوط روند، شکل‌های قیمتی مانند سه‌شیروانی، سرشکن و پرچم، و شاخص‌هایی مانند شاخص قیمت و حجم عملکرد می‌کند.

2. خطوط و سطوح پشتیبانی و مقاومت: این تحلیل بر مبنای شناسایی خطوط و سطوح افقی و موربی استوار است که قیمت‌ها در آن‌ها تمایل به واکنش و تغییر جهت دارند.

3. شاخص‌ها و نشانگرها: تحلیل تکنیکال از شاخص‌ها و نشانگرها استفاده می‌کند که بر اساس داده‌های قیمتی و حجم معاملات، خرید و فروش را تحلیل می‌کنند. مثال‌هایی از این نشانگرها شامل میانگین‌های متحرک، شاخص قوت نسبی (RSI) و شاخص ماکد (MACD) می‌باشند.

4. حجم معاملات: تحلیل تکنیکال به حجم معاملات توجه می‌کند، زیرا حجم معاملات می‌تواند نشان‌دهنده تأیید یا رد الگوها و سیگنال‌های تحلیلی باشد.

5. تاریخچه قیمتی: بر اساس تاریخچه قیمت‌ها و حجم معاملات در گذشته برای پیش‌بینی رفتار آینده قیمت‌ها استفاده می‌کند.

تحلیل‌گران تکنیکال از انواع مختلفی از ابزارها و تکنیک‌ها برای تجزیه و تحلیل بازار استفاده می‌کنند، از جمله:

  • نمودارها
  • اندیکاتورها
  • الگوهای قیمت
  • تکنیک‌های حجم معاملات

تحلیل تکنیکال می‌تواند ابزاری مفید برای سرمایه‌گذاران باشد، اما مهم است که به ریسک‌های آن نیز توجه داشته باشید. قیمت دارایی‌های مالی می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار گیرد که قابل پیش‌بینی نیستند، مانند اخبار اقتصادی یا سیاسی.

مزایای استفاده از تحلیل تکنیکال

  • شناسایی فرصت‌های معاملاتی
  • مدیریت ریسک
  • هماهنگی سرمایه‌گذاران با بازار

ساختار الگوی هارمونیک

ساختار الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال به صورت زیر است:

1. نقطه شروع (X): این نقطه نقطه شروع الگوی هارمونیک است و معمولاً به عنوان نقطه اصلی الگو در نمودار قیمتی شناخته می‌شود.

2. نقطه ترند (A): این نقطه معمولاً نقطه تغییر جهت قیمت از روند اصلی است. اگر روند صعودی باشد، نقطه A کمترین قیمت در آن روند صعودی را نشان می‌دهد، و در صورت روند نزولی، نقطه A بیشترین قیمت در آن روند نزولی را نشان می‌دهد.

3. نقطه انعکاس (B): این نقطه نقطه انعکاس قیمت بعد از نقطه A است. در الگوهای صعودی، قیمت از نقطه A به سمت بالا عقب می‌گردد و در الگوهای نزولی، قیمت از نقطه A به سمت پایین عقب می‌گردد.

4. نقطه انعکاس دوم (C): این نقطه نقطه دیگری از انعکاس قیمت است. در الگوهای صعودی، قیمت از نقطه B به سمت پایین عقب می‌گردد و در الگوهای نزولی، قیمت از نقطه B به سمت بالا عقب می‌گردد.

5. نقطه پایان (D): این نقطه نقطه پایان الگو است. در الگوهای صعودی، قیمت از نقطه C به سمت بالا حرکت می‌کند و در الگوهای نزولی، قیمت از نقطه C به سمت پایین حرکت می‌کند. نقطه D معمولاً نقطه تقاطع با سطح فیبوناچی است و می‌تواند نقطه ورود یا خروج از معامله در نظر گرفته شود.

6. نسبت فیبوناچی: در ساختار الگوهای هارمونیک، نسبت‌های فیبوناچی (مانند 0.382، 0.618 و غیره) برای تعیین سطوح انعطاف‌پذیری قیمتی و سطوح هدف استفاده می‌شوند.

توجه داشته باشید که دقت و شناسایی صحیح این نقاط در نمودارهای قیمتی نقش مهمی در تشخیص الگوهای هارمونیک و اعتبارسنجی آنها دارد. همچنین، به علاوه از الگوهای هارمونیک اصلی، نسخه‌های متغیر و ترکیبی از این الگوها نیز وجود دارد.

چرا الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال مهم هستند؟

الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال به‌عنوان ابزاری مهم برای تشخیص الگوهای قیمتی و پیش‌بینی جهت حرکت قیمت استفاده می‌شوند. این الگوها به دلیل ویژگی‌های خاصی که دارند، مورد توجه قرار می‌گیرند. در این بخش از مقاله مجله بیدارز، تعدادی از دلایل مهم برای اهمیت الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال آورده شده است:

1. شناسایی نقاط ورود و خروج: الگوهای هارمونیک قادرند نقاط ورود و خروج محتمل را در بازار مشخص کنند. با شناسایی این نقاط، تریدرها و سرمایه‌گذاران می‌توانند تصمیم‌گیری مناسب‌تری درباره زمان ورود یا خروج از معاملات خود داشته باشند.

2. قوانین ریزش قیمتی: الگوهای هارمونیک بر اساس قوانین ریزش قیمتی و نسبت‌های فیبوناچی ساخته شده‌اند. این قوانین و نسبت‌ها معمولاً به طور آماری در بازارها قابل مشاهده هستند و تأثیر قابل توجهی روی رفتار قیمت دارند.

3. تأیید قوانین تامین و تقاضا: الگوهای هارمونیک بر اساس تغییرات در تعادل بین تقاضا و عرضه در بازار ایجاد می‌شوند. این الگوها می‌توانند نقاط قوت و ضعف در تعادل تقاضا و عرضه را نشان دهند و به تأیید قوانین تامین و تقاضا کمک کنند.

4. ترکیب با سایر ابزارها: الگوهای هارمونیک معمولاً با سایر ابزارها و شاخص‌های تحلیلی مانند روند خطوط راهنما، میانگین‌های متحرک و نمودارهای موجی همراهی می‌شوند. این ترکیبات می‌توانند قدرت تأیید و اعتبار الگوهای هارمونیک را افزایش دهند.

5. پیش‌بینی روند قیمتی: الگوهای هارمونیک قادر به پیش‌بینی تغییرات روند قیمتی هستند. با تشخیص الگوهای هارمونیک، می‌توان روند صعودی یا نزولی قیمت را پیش‌بینی کرد و در نتیجه، به تصمیم‌گیری مناسب درباره ورود یا خروج از معاملات کمک کرد.

البته، مهم است به‌خاطر داشته باشید که الگوهای هارمونیک تنها یکی از ابزارهای موجود در تحلیل تکنیکال هستند و تصمیم‌گیری‌ها بر اساس آن‌ها باید با تحلیل دیگر عوامل و استفاده از روش‌های مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه همراه شود. همچنین، الگوهای هارمونیک همواره صدق نمی‌کنند و باید با دقت و اعتبارسنجی مناسب استفاده شوند.

تاریخچه و مبدع الگوهای هارمونیک

مبدأ اصلی الگوهای هارمونیک به سال‌های 1930 و 1940 برمی‌گردد و توسط هارولد ای. گارتلی و رالف نلسون توسعه یافت.

هارولد ای. گارتلی (Harold M. Gartley) یک تاجر و تحلیل‌گر بود که در دهه 1930 به تحلیل تکنیکال علاقه‌مند شد. او به طور خاص به مطالعه الگوهای قیمتی می‌پرداخت و در کتاب خود به نام “Profits in the Stock Market” که در سال 1935 منتشر شد، مفهوم الگوهای هارمونیک را معرفی کرد. در این کتاب، او الگوهایی مانند الگوی Gartley (که به عنوان یکی از الگوهای هارمونیک معروف است) را شرح داد.

رالف نلسون (Ralph Nelson) نیز یکی از تاجران و تحلیلگران معروف در دهه 1940 بود. وی نیز به مطالعه الگوهای قیمتی و تحلیل تکنیکال علاقه‌مند بود و الگوهایی مانند الگوی AB=CD را در کتاب خود به نام “The ABC of Stock Speculation” که در سال 1947 منتشر شد، معرفی کرد.

از آن زمان به بعد، تحلیلگران و تریدرهای مختلف الگوهای هارمونیک را مورد بررسی و استفاده قرار دادند و الگوهای جدیدی نیز به این مجموعه اضافه شدند. از جمله الگوهای هارمونیک معروف می‌توان به الگوی Butterfly، الگوی Bat، الگوی Crab و الگوی Gartley اشاره کرد.

الگوهای هارمونیک در دهه‌های بعد نیز مورد توسعه و تحقیق قرار گرفته‌اند و استفاده از آنها در تحلیل تکنیکال همچنان ادامه دارد. تحلیلگران و تریدران معاصر نیز از این الگوها برای شناسایی الگوهای قیمتی و پیش‌بینی جهت حرکت قیمت استفاده می‌کنند.

نظریه الگوهای هارمونیک بر چه پایه‌ای است؟

نظریه الگوهای هارمونیک بر پایه دو عنصر اصلی ساخته شده است: قوانین ریزش قیمتی و نسبت‌های فیبوناچی. این دو عنصر به طور ترکیبی به شکل الگوهای هارمونیک منجر می‌شوند.

1. قوانین ریزش قیمتی: قوانین ریزش قیمتی، قوانینی هستند که بر اساس رفتار و الگوهای قیمتی در بازارها تشکیل شده‌اند. این قوانین شامل قوانین مرتبط با حرکت قیمتی می‌شوند که می‌توانند در گردش و تغییرات بازار شناسایی شوند. به عنوان مثال، قوانینی مانند تمام شدن حرکت (Completion of Movement)، تمام شدن بازگشت (Completion of Retracement) و تمام شدن تمایز (Completion of Differentiation) از جمله قوانین ریزش قیمتی هستند که در الگوهای هارمونیک مورد استفاده قرار می‌گیرند.

2. نسبت‌های فیبوناچی: نسبت‌های فیبوناچی، نسبت‌هایی هستند که بر اساس توالی اعداد فیبوناچی تشکیل می‌شوند. این توالی اعداد، با شروع از صفر و یک، با افزودن دو اعداد قبلی به هم به دست می‌آید. نسبت‌هایی که از این توالی به دست می‌آیند، شامل نسبت‌های 0.382، 0.500، 0.618، 1.000، 1.272 و 1.618 می‌شوند. این نسبت‌ها به طور آماری در بازارها قابل مشاهده هستند و به عنوان نقاط حمایت و مقاومت مهم در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شوند. الگوهای هارمونیک نیز بر پایه نسبت‌های فیبوناچی ساخته می‌شوند و قوانینی برای شکل‌گیری این نسبت‌ها در الگوها دارند.

بنابراین، نظریه الگوهای هارمونیک بر اساس قوانین ریزش قیمتی و نسبت‌های فیبوناچی ساخته شده است. با استفاده از این نظریه، تحلیلگران و تریدران سعی می‌کنند الگوهای قیمتی را شناسایی کرده و با استفاده از قوانین و نسبت‌های مشخص، پیش‌بینی جهت حرکت قیمت را انجام دهند.

از نسبت‌های فیبوناچی بیشتر بدانید

نسبت‌های فیبوناچی یک سری اعداد هستند که از توالی اعداد فیبوناچی به دست می‌آیند. این توالی با شروع از اعداد 0 و 1 شکل می‌گیرد، و با جمع دو عدد قبلی به هم، عضو بعدی را تشکیل می‌دهد. نسبت اعداد متوالی در این توالی به نسبت‌های فیبوناچی معروف هستند.

تصویر نسبت فیبوناچی، یسری عدد هستن که از توالی اعداد فیبوناچی بیدست می‌ایند

در ادامه، به برخی از اصلی‌ترین نسبت‌های فیبوناچی اشاره می‌کنیم:

1. نسبت 0.382: این نسبت حاصل تقسیم یک عدد فیبوناچی بر عدد قبلی آن است، به عبارت دیگر، هر عدد فیبوناچی حدوداً 2.618 برابر عدد قبلی آن است. این نسبت به عنوان نسبت فیبوناچی کوچکتر معروف است و در تحلیل تکنیکال به عنوان یک نقطه حمایت یا مقاومت قابل توجه استفاده می‌شود.

2. نسبت 0.500 یا 50٪: این نسبت نیز یک نسبت فیبوناچی است که به عنوان نقطه مهمی در تحلیل تکنیکال شناخته می‌شود. این نسبت بسیار معمول در بازارها است و به عنوان نقطه واکنش یا تمرکز قیمت استفاده می‌شود.

3. نسبت 0.618: این نسبت معروف به نسبت طلایی است و برابر با حاصل تقسیم یک عدد فیبوناچی بر عدد بعدی آن است. این نسبت نیز به عنوان یک نقطه حمایت یا مقاومت قوی در تحلیل تکنیکال شناخته می‌شود.

4. نسبت 1.000 یا 100٪: این نسبت بیانگر تمام شدن یک حرکت است. در الگوهای هارمونیک، این نسبت معمولاً به عنوان نقطه پایانی حرکت قیمتی بکار می‌رود.

علاوه بر این، نسبت‌های فیبوناچی دیگری نیز وجود دارند که در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند، مانند 1.272 و 1.618. این نسبت‌ها به عنوان نقاط قوی حمایت و مقاومت در تحلیل الگوها و روند قیمتی در بازارها استفاده می‌شوند.

نسبت‌های فیبوناچی به عنوان یک ابزار مفید در تحلیل تکنیکال شناخته شده‌اند. تریدرها و تحلیل‌گران از آن‌ها برای تشخیص الگوهای قیمتی، تعیین سطوح حمایت و مقاومت، و پیش‌بینی جهت حرکت قیمت استفاده می‌کنند. با استفاده از نسبت‌های فیبوناچی، می‌توان الگوهای هارمونیک مختلفی را شناسایی کرده و زمان و قیمت ورود و خروج از معاملات را تعیین کرد.

مهم است بدانید که نسبت‌های فیبوناچی تنها یکی از ابزارهای مورد استفاده در تحلیل تکنیکال هستند و برای تصمیم‌گیری در معاملات باید با سایر ابزارها همراه شوند و با سایر عوامل بازار مورد ارزیابی قرار گیرند. همچنین، باید توجه داشت که بازارها پویا هستند و الگوهای قیمتی و نسبت‌های فیبوناچی نمی‌توانند در تمامی مواقع پیش‌بینی‌های صحیح ارائه دهند.

انواع الگوهای هارمونیک در تحلیل تکنیکال

الگوی گارتلی

الگوهای هارمونیک، ابزارهای مهم تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی هستند که به تشخیص الگوهای قیمتی تکراری و پیش‌بینی تغییرات قیمت می‌پردازند. یکی از این الگوها، الگوی گارتلی نام دارد که از نوعی از الگوهای هارمونیک است. در اینجا به معرفی و کاربرد الگوی گارتلی در تحلیل تکنیکال پرداخته می‌شود.

تعریف الگوی گارتلی

الگوی گارتلی یکی از الگوهای هارمونیک است که بر اساس نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی ساخته می‌شود. این الگو به شکلی که تشابه با الگوی معکوس معادل‌گر نقطه عکس می‌باشد، در نمودار قیمتی تشکیل می‌شود. الگوی گارتلی معمولاً به عنوان نشانگر احتمال تغییر روند در بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد.

شکل‌های الگوی گارتلی

الگوی گارتلی دارای دو نوع شکل اصلی است که به نام‌های گارتلی بالا (Bullish Gartley) و گارتلی پایین (Bearish Gartley) شناخته می‌شوند. هر یک از این شکل‌ها دارای نقاط خاصی از نسبت‌های فیبوناچی هستند و به ترتیب به عنوان نمایندگان تغییر روند به سمت رشد و کاهش شناخته می‌شوند.

تصویر شکل های الگوی گارتلی، نوعی از الگوهای هارمونیک

کاربرد الگوی گارتلی

الگوی گارتلی با تشخیص نقاط خاص از نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی، میزان احتمال تغییر روند را به ما نشان می‌دهد. این الگو معمولاً به عنوان نقطه ورود یا خروج از معاملات استفاده می‌شود. به‌طور کلی، در الگوی گارتلی پس از شناسایی الگو، بازار تمایل دارد که در جهت مشخصی تغییر کند و این ممکن است برای معامله‌گران اهمیت داشته باشد.

الگوی پروانه

الگوی پروانه یکی از الگوهای هارمونیک است که از ترکیب نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی ساخته می‌شود. این الگو به شکلی که نقاط معینی از نسبت‌های فیبوناچی با دیگر نقاط ترکیب می‌شوند، در نمودار قیمتی ایجاد می‌شود. الگوی پروانه به عنوان یک نشانگر احتمال تغییر روند در بازار شناخته می‌شود.

شکل‌های الگوی پروانه

الگوی پروانه دارای دو شکل اصلی به نام‌های پروانه بالا (Bullish Butterfly) و پروانه پایین (Bearish Butterfly) است. این دو شکل با نقاط مشخصی از نسبت‌های فیبوناچی تشکیل می‌شوند که به ترتیب نمایندگان تغییر روند به سمت رشد و کاهش هستند.

تصویر شکل های الگوی پروانه، یکی از الگوهای هارمونیک

کاربرد الگوی پروانه

الگوی پروانه با شناسایی نقاط معین از نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی، به ما کمک می‌کند تا احتمال تغییر روند را تشخیص دهیم. این الگو می‌تواند به عنوان نقطه ورود یا خروج از معاملات مورد استفاده قرار گیرد. به‌طور کلی، در الگوی پروانه بازار پس از شناسایی الگو، ممکن است در جهت مشخصی تغییر کند و این ممکن است برای معامله‌گران اهمیت داشته باشد.

الگوی خفاش

الگوی خفاش از ترکیب نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی به وجود می‌آید. این الگو به شکلی که تشابه با الگوی پرنده‌خوار معادل‌گر نقطه عکس است، در نمودار قیمتی ایجاد می‌شود. الگوی خفاش به عنوان یک نشانگر احتمال تغییر روند در بازار شناخته می‌شود.

شکل‌های الگوی خفاش

الگوی خفاش دارای دو شکل اصلی به نام‌های خفاش بالا (Bullish Bat) و خفاش پایین (Bearish Bat) می‌باشد. این دو شکل با ترکیب نقاط مشخصی از نسبت‌های فیبوناچی تشکیل می‌شوند که به ترتیب نمایندگان تغییر روند به سمت رشد و کاهش هستند.

تصویر شکل های الگوی خفاش، ترکیب نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی

کاربرد الگوی خفاش

الگوی خفاش با شناسایی نقاط معین از نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی، میزان احتمال تغییر روند را به ما نشان می‌دهد. این الگو ممکن است به عنوان نقطه ورود یا خروج از معاملات استفاده شود. در واقع، الگوی خفاش نقطه ورود به معامله را با در نظر گرفتن احتمال تغییر روند تعیین می‌کند.

الگوی خرچنگ

الگوی خرچنگ یک الگوی هارمونیک است که با استفاده از ترکیب نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی در نمودار قیمتی ایجاد می‌شود. این الگو به شکلی که تشابه با خرچنگ معادل‌گر نقطه عکس می‌باشد، در بازار شکل می‌گیرد. الگوی خرچنگ به عنوان یک نشانگر احتمال تغییر روند در بازار شناخته می‌شود.

شکل‌های الگوی خرچنگ

الگوی خرچنگ دارای دو شکل اصلی به نام‌های خرچنگ بالا (Bullish Crab) و خرچنگ پایین (Bearish Crab) می‌باشد. این دو شکل با ترکیب نقاط معینی از نسبت‌های فیبوناچی تشکیل می‌شوند که به ترتیب نمایندگان تغییر روند به سمت رشد و کاهش هستند.

تصویر شکل های الگوی خرچنگ، یک الگوی هارمونیک است

کاربرد الگوی خرچنگ

الگوی خرچنگ با تشخیص نقاط معین از نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی، احتمال تغییر روند را به ما نشان می‌دهد. این الگو می‌تواند به عنوان نقطه ورود یا خروج از معاملات مورد استفاده قرار گیرد. به‌طور کلی، در الگوی خرچنگ بازار پس از شناسایی الگو، ممکن است در جهت مشخصی تغییر کند و این ممکن است برای معامله‌گران اهمیت داشته باشد.

نحوه معامله الگوهای هارمونیک

معامله الگوهای هارمونیک، از جمله الگوی خرچنگ، نیازمند ترکیبی از تحلیل فنی و مدیریت ریسک است.

مراحل معامله الگوهای هارمونیک:

1. شناسایی الگو: ابتدا باید الگو را در نمودار قیمت شناسایی کنید. برای مثال، اگر الگوی خرچنگ را تشخیص داده‌اید، باید نقاط X، A، B، C و D را در نمودار مشخص کنید.

2. تأیید الگو: بررسی کنید که الگو با الگوهای هارمونیک صحیح تطابق دارد و تمامی نقاط الگو درست قرار گرفته‌اند. همچنین، استفاده از سایر ابزارهای تحلیلی مثل نمودار سهمیه، میانگین متحرک، میزان تغییر قیمت و نیز میزان اشباع خرید یا فروش در بازار می‌تواند در تأیید الگو مفید باشد.

3. تعیین نقاط ورود و خروج: بر اساس الگو و تحلیل فنی، نقاط ورود و خروج از معامله را تعیین کنید. در الگوی خرچنگ، معمولاً نقطه ورود در نزدیکی نقطه D و با در نظر گرفتن سطح پشتیبانی و مقاومت‌های مهم است. نقطه خروج هم می‌تواند در سطح فیبوناچی 0.382 یا 0.618 از حرکت XA یا در سطح ترکیبی از میانگین متحرک و الگوهای دیگر قرار بگیرد. همچنین، تعیین یک سطح استاپ لاس یا سطح توقف ضرر برای محافظت در صورت عکس العمل ناخواسته بازار بسیار مهم است.

4. مدیریت ریسک: قبل از ورود به معامله، مدیریت ریسک را در نظر داشته باشید. تعیین سایز معامله، سطح استاپ لاس و نسبت سود به ضرر مهم است تا در صورت اتفاقات ناخواسته، سرمایه شما محافظت شود.

5. پیگیری معامله: پس از ورود به معامله، معامله را پیگیری کنید و با توجه به شرایط بازار و تحلیل فنی، سطح استاپ لاس و سطح‌های خروج را به‌روزرسانی کنید. همچنین، توجه به مدیریت روزانه معاملات و تعامل با بازار بسیار مهم است.

معامله الگوهای هارمونیک نیازمند تمرین و تجربه است. الگوی خرچنگ یکی از الگوهای هارمونیک قیمتی در تحلیل تکنیکال است که در تشخیص نقاط ورود و خروج از معامله مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در بخش پایین مراحل معامله الگوی خرچنگ را برای شما شرح می‌دهیم:

1. شناسایی الگو: ابتدا باید الگوی خرچنگ را در نمودار قیمت شناسایی کنید. الگو شامل پنج نقطه است که با حروف A، B، C، D و X نشان داده می‌شوند.

2. تأیید الگو: بررسی کنید که الگوی شناسایی شده با الگوی خرچنگ صحیح تطابق دارد و نقاط الگو درست قرار گرفته‌اند. برای تأیید الگو می‌توانید از ابزارهای دیگری مانند نمودار سهمیه، نمودار میانگین متحرک و میزان تغییر قیمت استفاده کنید.

3. تعیین نقاط ورود و خروج: بر اساس الگو و تحلیل فنی، نقاط ورود و خروج از معامله را تعیین کنید. نقطه ورود معمولاً در نزدیکی نقطه D قرار می‌گیرد و می‌تواند با در نظر گرفتن سطح پشتیبانی و مقاومت مهم و یا سایر ابزارهای تحلیلی تعیین شود. نقطه خروج هم می‌تواند در سطح فیبوناچی 0.382 یا 0.618 از حرکت XA یا در سطح‌های مقاومت و پشتیبانی دیگر قرار بگیرد.

4. مدیریت ریسک: قبل از ورود به معامله، مدیریت ریسک را در نظر داشته باشید. تعیین سایز معامله، سطح استاپ لاس (Stop Loss) و نسبت سود به ضرر (Risk-Reward Ratio) مهم است تا در صورت اتفاقات غیرمنتظره، سرمایه شما محافظت شود.

5. پیگیری معامله: پس از ورود به معامله، معامله را پیگیری کنید و با توجه به شرایط بازار و تحلیل فنی، سطح استاپ لاس و سطح‌های خروج را به‌روزرسانی کنید. همچنین، توجه به مدیریت روزانه معاملات و تعامل با بازار بسیار مهم است.

معامله الگوهای هارمونیک نیازمند تمرین، تجربه و تحلیل دقیق است. همچنین، در نظر داشته باشید که هیچ الگویی 100٪ صحیح نیست و همیشه ریسک‌های معاملاتی وجود دارد.

سخن پایانی

الگوهای هارمونیک یکی از ابزارهای مهم تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی هستند که با استفاده از ترکیب نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی، الگوهای قیمتی تکراری را شناسایی و تغییرات روند در بازار را پیش‌بینی می‌کنند. این الگوها به تشخیص نقاط ورود و خروج از معاملات کمک می‌کنند و اطلاعات مفیدی درباره تغییرات آینده قیمت ارائه می‌دهند. 

به طور کلی، الگوهای هارمونیک دارای معیارهای خاصی هستند که باید برای شناسایی آنها رعایت شود. نسبت‌های فیبوناچی و الگوهای هندسی به عنوان اجزای اصلی این الگوها عمل می‌کنند و با ترکیب دقیق آنها، الگوهایی با احتمال تغییر روند مشخص می‌شوند.

الگوهای هارمونیک به عنوان نشان‌گرهای تحلیل تکنیکال می‌توانند در تصمیم‌گیری‌های معامله‌گران و سرمایه‌گذاران مفید باشند. با شناسایی این الگوها و استفاده مهارتی از آن‌ها، می‌توان توانایی پیش‌بینی تغییرات قیمت را بهبود بخشید و به بهبود عملکرد معاملاتی خود در بازارهای مالی کمک کرد.

در نهایت، مهم است که معامله‌گران و سرمایه‌گذاران در استفاده از الگوهای هارمونیک، مدیریت ریسک مناسب را رعایت کرده و با توجه به تأییدکننده‌های دیگر تحلیل تکنیکال، تصمیم‌گیری‌های بهتری را انجام دهند.

مطالب مرتبط

آشنایی با اندیکاتور بولینگر در تحلیل تکنیکال

چه تفاوتی میان تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال وجود دارد؟

آشنایی با اندیکاتور RSI در تحلیل تکنیکال

تحلیل گر تکنیکال یا چارتيست کیست و چه کاری انجام میدهد؟

Follow:
تیم بیدارز
ثبت نظر جدید
guest
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها