حمایت مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری از صنعت ارز دیجیتال

نویسنده: تیم تحریریه بید ارز
تاریخ: ۹۹/۱۲/۱۳ | ۱۲:۴۲ تعداد دیدگاه: ۰ زمان تقریبی مطالعه: ۱۳ دقیقه تعداد بازدید: ۱۴۷
حمایت مرکز بررسی های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری از صنعت ارز دیجیتال

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری که به نوعی اتاق فکر نهاد ریاست جمهوری در تصمیم گیری های کلان اقتصادی و فرهنگی محسوب میشود، به تازگی در گزارشی از اهمیت صنعت استخراج و رجوع به ارزهای دیجیتالی در جهت دور زدن تحریم ها، ایجاد اشتغال و درآمدزایی حمایت کرده است.

در گزارش مذکور که نسخه کامل آن از طریق این لینک قابل دسترس است، فرصت هایی که این صنعت میتواند در دو سطح صنعت خرد و کلان برای اقتصاد ایران داشته باشد بیان شده است.

استفاده از ظرفیت دنیای ارزهای دیجیتالی و صنعت استخراج

در سطح صنعت خرد میتوان به کوتاه بودن زمان راه ‌اندازی و تولید، هزینه پایین بازاریابی و فروش و نقد شوندگی بالا اشاره کرد و در سطح ملی از دو بعد اقتصادی میتوان به سودآوری و ارزش افزوده مناسب، اشتغال زایی، تقویت وضعیت ارزی کشور از طریق جلوگیری خروج ارز، تقویت بخش صادرات خدمات فنی و مهندسی، جذب سرمایه گذاری خارجی بهره گیری جهت تسویه بین‌ المللی، اثرات بودجه ای صنعت استخراج رمز ارزها از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی، افزایش درآمدهای ناشی از فروش انرژی، افزایش درآمدهای ناشی از واگذاری نیروگاه‌ های دولتی، کاهش هزینه ها و بدهی های دولت و اثرگذاری در بازار رمز ارزها اشاره کرده و نیز از بعد انرژی، افزایش بهره وری در صنعت برق، افزایش ظرفیت تولیدی برق، هم تراز کردن مصرف و تولید برق، افزایش ضریب بار و کاهش هزینه و در نهایت تبدیل گاز به رمز ارز به عنوان برخی از فرصت ‌های این صنعت برای اقتصاد کشور نام برد.

استفاده از ظرفیت دنیای ارزهای دیجیتالی و صنعت استخراج

بر خلاف سایر محصولات تولیدشده که نیاز به هزینه های مرسوم برای فروش آن وجود دارد همانند هزینه بازاریابی، هزینه های انبارداری و حمل و نقل، ارز به دست آمده از فرآیند استخراج، خود دارای ارزش بوده و هزینه بسیار پایینی برای تبدیل آن به ارزهای محلی وجود خواهد داشت.

درآمد زایی

آمارها نشان میدهد که درآمد روزانه ماینرها از محل خلق بیتکوین، در سه سال گذشته بر اساس نرخ همان روز بیتکوین، بین 5 تا 41 میلیون دلار در روز بوده است. بر اساس این آمار، درآمد متوسط روزانه ماینرها طی سه سال گذشته در حدود روزی 21 میلیون دلار بوده است. در صورتی که کشور ایران بتواند سهم 11 درصدی در هش ریت شبکه داشته باشد که با توجه به ظرفیت‌ های اقتصادی و فنی در کشورمان، به راحتی قابل تصور است، معادل روزانه 2 میلیون دلار از این محل برای کشور درآمد ارزی خلق میگردد که معادل سالیانه 211 میلیون دلار تنها از محل درآمد مستقیم استخراج برای کشور ارزش افزوده خلق خواهد شد.

همچنین تحلیل نمودار درآمدهای حاصل از دریافت کارمزد تراکنش برای کل شبکه بیتکوین شکل 5 در پیوست نشان میدهد که به طور متوسط طی سه سال گذشته روزانه در حدود 111 هزار دلار از محل تایید تراکنش برای فعالین صنعت استخراج درآمد ایجاد شده است. این درآمد نیز در صورتی که 11 درصد هش ریت شبکه در اختیار ایران باشد سالیانه معادل 22 میلیون دلار برای کشور عایدی ارزی خواهد داشت. علاوه بر این ورود به فعالیت استخراج در حوزه ‌های دیگری نیز همچون تولید و مونتاژ تجهیزات ماینر و تولید زیرساخت و استقرار آن، ارزش افزوده‌ های فراوانی دارد که میزان آن تابع تقاضا و بازار ایجاد شده در این بخش خواهد بود.

ایجاد اشتغال

اطلاعات به دست آمده از انجام پرسشنامه صورت گرفته در این تحقیق برای میانگین اشتغال در مزارع استخراج صنعتی، نشان میدهد به ازای هر مگاوات مصرف برق در حدود 9 نفر به صورت مستقیم شاغل میشوند که از میانگین ایجاد اشتغال در سایر واحدهای صنعتی بالاتر است، اگرچه بایستی آثار این فعالیت را بر بخش های مرتبط هم در نظر گرفت.

به طور مثال عمده تولیدکنندگان برق مقیاس کوچک که از دوره خرید تضمینی برق عبور کرده اند، باید برق خود را به قیمت‌ های بسیار پایینی در بازار برق به فروش برسانند که گاه حتی هزینه‌ های جاری ایشان را نیز پوشش نمی‌دهد و به دلایل اقتصادی از مدار خارج شده و در نتیجه بخش مهمی از نیروی انسانی خود را تعدیل نموده‌ اند.

در صورت اجازه سیاست ‌گذار جهت تعامل این دست از تولیدکنندگان برق با فعالین صنعت استخراج به سبب بهبود درآمدزایی نیروگاه بخش مهمی از نیروهای بیکار این بخش میتواند به شرایط کار قبلی خود بازگردند. همچنین در صورت ایجاد مزارع استخراج بزرگ، نیاز به به ‌کارگیری نیروی انسانی جهت مانیتورینگ و تعمیرات، نگهبانی تا مهندسین برق، نیروهای فنی مرتبط با تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری افزایش خواهد یافت. لذا بهتر است سیاست ‌گذار طوری به تدوین آئین نامه‌ های سیاستی بپردازد که ایجاد مزارع استخراج بزرگ در آن تشویق گردد.

جلوگیری از خروج ارز

با گسترش آگاهی و اقبال مردم ایران همانند سایر کشورها به سرمایه‌ گذاری و خرید و فروش رمز ارزها، جدا از قانونی و غیرقانونی بودن آن، تقاضای رو به رشدی در کشور شکل گرفته است. این تقاضا در صورتی که استخراج در داخل کشور انجام نشود، قطعاً بایستی ارزی از کشور خارج شود.

اما با وجود انجام استخراج بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال، به جای خروج ارز از کشور امکان تبدیل ریال به بیتکوین و سایر رمز ارزها وجود خواهد داشت. حتی در این شرایط احراز هویت (KYC) خریداران نسبت به حالت گذشته برای سیاست ‌گذار داخلی سختی کمتری خواهد داشت. به علاوه امکان کلاه برداری با انجام خرید در سطح بین‌ المللی وجود داشته و شکایت و پیگیری حقوقی امکان ‌پذیر نخواهد بود.

 

امکان بهره ‌گیری از رمز ارزهای استخراج شده جهت تسویه بین‌ المللی در شرایط تحریمی

درست است که به ظاهر بیتکوین های موجود و بیتکوین های ناشی از استخراج، ماهیت یکسانی دارند اما به دلیل آنکه در حال حاضر شرکت های تخصصی که اکثرا وابسته به دولت ها هستند، بسیاری از تراکنش‌ های بیتکوین و سایر رمز ارزها را بررسی و رهگیری می نمایند. بیت کوین های تازه استخراج شده به راحتی قابلیت رهگیری را ندارند در نتیجه با وجود فشارهای تحریمی بر کشور، بهره ‌گیری فعالان اقتصادی داخل برای استفاده از رمز ارزهای تازه استخراج شده در مبادلات بین‌ المللی نسبت به بیت کوین های موجود ارجحیت دارد؛ لذا از این جهت نیز استخراج در داخل میتواند یک فرصت برای مبادلات و تضامین بین‌ المللی باشد.

فرصت را با نگاه سیاسی از دست ندهیم

با توجه به ساختار غیرمتمرکز اکثر رمز ارزها، امکان کنترل دولت‌ ها در این بازار به راحتی میسر نیست لذا در حال حاضر بسیاری از دولت‌ ها با ورود به بخش های مختلف فعالیت رمز ارزها، سعی دارند بتوانند تا حدی در این بازار اثرگذار باشند. به طور مثال کشورهای چین، گرجستان، ایسلند، آمریکا جز بیشترین سهم استخراج رمز ارزها در دنیا هستند. به علاوه کشور با دارا بودن حجم مشخصی از رمزارزها میتواند بر این بازارها اثرگذار نیز باشد.

فرصت را با نگاه سیاسی از دست ندهیم

یکی از موضوعات چالش برانگیز دو سال اخیر، بحث تنظیم‌ گری و نوع مواجه با فناوری نوینی همچون فناوری دفاتر کل توزیع شده (DLT) همانند بلاک چین بوده است. در این گزارش سعی شد به یکی از بخش های مرتبط با این صنعت یعنی فعالیت استخراج رمز ارزها پرداخته شود. همان طور که اشاره شد فعالیت استخراج دارای فرصت ‌های مناسبی برای اقتصاد کشور بوده، البته بیان این فرصت ‌ها به این معنا نیست که در حوزه فعالیت استخراج هیچ چالشی وجود ندارد.

در واقع سیاست ‌گذار با تنظیم‌ گری مناسب بایستی شرایط و ساز و کاری ایجاد نماید که استفاده از این فرصت ‌ها برای اقتصاد کشور بیشینه شود و چالش ‌های آن نیز به حداقل میزان خود برسد. به طور کلی دولت در حوزه اقتصاد فضای مجازی معمولاً با تعلل خود موجب فرصت سوزی و تهدید سازی میشود.

تعلل دولت که ناشی از ناآگاهی برخی از سیاست ‌گذاران، عدم دوراندیشی صحیح در کنار محافظه کاری آنها بوده موجب سردرگمی فعاالن این حوزه نیز شده است. در این راستا ذکر چند نکته میتواند مورد توجه سیاست گذاران قرار گیرد. نخست، ظرافت ویژهای که سیاستگذار بایستی در تدوین مقررات مناسب و انعطاف پذیر خود رعایت کند؛ این است که تنظیم گری در فضای رمزارزها متفاوت از سایر حوزه ها بوده چراکه اغلب، ساختار آن غیرمتمرکز است و لذا نحوه مواجه با آن نیز باید متفاوت باشد.

سخن نهایی 

در کنار اتخاذ سیاست‌های مناسب، بهره ‌گیری از رسانه ‌ها، هدایت صحیح و افزایش آگاهی مردم در تمام حوزه ‌های رمز ارزها و بلاک چین اهمیت ویژه ‌ای دارد. متاسفانه نوع انتشار اخبار این حوزه در فضای رسانه ‌ها باعث تشدید این ناآگاهی در میان مردم شده و حتی میتواند تاثیر عکس بگذارد.

به ‌طور مثال در سال 92 نوع پوشش خبری این حوزه و حتی اظهارنظر؛ اما در سال 98 پوشش خبری و اظهارنظر مسئولین مسئولین محترم یک نگاه مثبت نسبت به استخراج رمز ارزها بوده است تغییر پیدا کرده است. این در حالی است که بسیاری از فعالان استخراج با توجه به رویکرد مثبت سال 92 سرمایه‌ گذاری در این حوزه را انجام داده اما در تابستان سال 98 برخوردهای انتظامی و قضایی سختی با آنان صورت گرفته است.

به نظر میرسد قسمتی از بدنه دولت به اهمیت و پتانسیل بالای ارزهای دیجیتالی اشراف کامل دارد. به عنوان مثال وزیر ارتباطات به تازگی از به رسیمت شناخته شدن ارزهای دیجتالی توسط بانک مرکزی خبر داده است، این در حالیست که به فاصله چند روز بعد از آن، یکی از مسئولین بانک مرکزی از غیر قانونی بودن خرید و فروش ارزهای دیجیتال خبر داد!

تناقض گویی، نداشتن نگرش واحد و نگاه شخصی به دنیای ارزهای دیجتالی بدون شک در وهله اول میتواند منجر به فرصت سوزی و محروم کردن عموم جامعه از مزایایی که در مطالب فوق تنها به بخشی از آنها اشاره شد گردد.  در سوی دیگر به دلیل نداشتن سیاست شفاف در بحث استخراج، خرید و فروش و سرمایه گذاری، تنها این عموم جامعه هستند که با نگرشی دلهره آمیز در این حوزه فعالیت میکنند. 

ثبت دیدگاه و سایر نظرات
دیدگاه دیگران
دیدگاهی یافت نشد
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید