بیشتر آدمها وقتی قیمتها پایینتره، هنوز دنبال یه جور اطمینان میگردن.
انگار بازار باید یه مدرک اضافه بده که “اوکی، اینجا نقطه درسته”.
اما نکته اینجاست که وقتی اون اطمینان بالاخره شکل میگیره، معمولاً بخش زیادی از حرکت قبلاً انجام شده.
بازار معمولاً خیلی ساده شروع میکنه؛ آروم، بیسر و صدا، بدون اینکه توجه زیادی جلب کنه. کمکم چند خبر مثبت میاد، بعد چند تحلیل صعودی تو کانالها پخش میشه.
بعدش صحبتها بین آدمها زیاد میشه و فضا کمکم “جدی” به نظر میرسه.
و دقیقاً همون لحظهست که خیلیها تازه به این نتیجه میرسن که شاید وقت ورود رسیده.
مشکل اینجا لزوماً کماطلاعی نیست.
بیشتر وقتها اشتباه از جایی شروع میشه که اطمینان رو با فرصت یکی میگیرن.
بازار معمولاً اون نقطهای حس امن میده که دیگه بخش مهمی از مسیر رو رفته.
نه اولش، نه وسط عدمقطعیت.
برای کاربر ایرانی هم این تأخیر یه لایه حساستر داره؛ چون همزمان با بالا رفتن هیجان، چیزهایی مثل نرخ تتر، اختلاف صرافیها و عجله تصمیمگیری هم وارد بازی میشن و نقطه ورود رو بدتر میکنن.
در نهایت، خیلی وقتها بهترین نقطه ورود جایی نیست که همه مطمئن شدن.
جاییه که هنوز فضا برای فکر کردن هست، نه فقط دنبال کردن جمع.